مرجان شیرمحمدی یکی از چهرههای برجسته و چندبعدی فرهنگ و هنر معاصر ایران است. او نهتنها در عرصه بازیگری به موفقیتهای قابل توجهی دست یافته، بلکه در حوزه نویسندگی نیز توانسته نامی برای خود دست و پا کند. شیرمحمدی متولد سال ۱۳۵۲ است و همسر بهروز افخمی، کارگردان و فیلمنامهنویس سرشناس ایرانی به شمار میرود. همین پیوند خانوادگی با دنیای سینما و ادبیات باعث شده تا حضور او در هر دو حوزه، از عمق و دیدگاهی خاص برخوردار باشد.
او برای نخستین کتابش موفق شد جایزه کتاب سال بنیاد گلشیری را بهدست آورد؛ جایزهای معتبر که معمولاً به نویسندگان خوشذوق و نوآور تعلق میگیرد. داستان این کتاب از زبان پسری دهساله روایت میشود؛ پسری که پیش از انقلاب اسلامی ایران، در خانهای قدیمی که پیشتر محل سکونت لهستانیها بوده، بههمراه مادر و مادربزرگ خود زندگی میکند. لوکیشن داستان یکی از محلههای جنوبی تهران است، جایی که بوی تاریخ و خاطرات قدیمی در کوچهپسکوچههای آن پیچیده است.
نثر شیرمحمدی ساده، صمیمی و بیتکلف است. برخلاف برخی نویسندگان که سعی دارند با بهکارگیری تکنیکهای ادبی پیچیده، داستان خود را خاصتر جلوه دهند، شیرمحمدی صراحت و سادگی را در اولویت قرار میدهد. او بر این باور است که اصل داستاننویسی، خودِ داستان است و نباید آن را با زرقوبرقهای اضافی زخمی کرد. درواقع، نویسنده تلاش کرده با پرهیز از فرمگرایی افراطی، صداقت داستان را حفظ کند و آن را به شیوهای سالم و روان برای خواننده روایت کند.
شخصیتپردازیها در این کتاب نیز بهگونهای انجام شده که مخاطب از همان ابتدا ارتباط برقرار میکند. نویسنده بدون پیچیدگیهای ساختاری، تصویری روشن از کاراکترها بهدست میدهد. این سبک نگارش برای بسیاری از مخاطبان، بهویژه آنهایی که به دنبال خواندنی روان و قابل فهم هستند، جذاب و دوستداشتنی است.
در مجموع، مرجان شیرمحمدی را میتوان نویسندهای با دیدگاهی صادقانه و بدون ادعا دانست که داستانگویی را نه برای نمایش، بلکه برای ارتباط برقرار کردن با مخاطب انجام میدهد.