رمان “باریلوچه” نوشتهی آندرس نئومان، که نخستین اثر بلند او در سال ۱۹۹۹ به شمار میرود، تجربهای روایی منحصر به فرد در دل بوئنوس آیرس ارائه میدهد. این اثر، برخلاف روایتهای خطی و حادثهمحور، به کاوشی عمیق در ذهن درونگرای شخصیت اصلی، دمتریو، میپردازد. دمتریو، کارگر جمعآوری زباله که شبها در شهر به کار مشغول است و روزها را در خوابی ناکامل سپری میکند، در آپارتمانی کوچک و در همسایگی گورستانی آرام، سکنی گزیده است. زندگی او، که با تضاد میان سکوت شبانهی کار و روزهای بیرمقِ خواب، و فضای محدود آپارمانش تعریف میشود، در مجموعهای از تکرارها و بیهدفیها خلاصه شده است.
نقطهی کانونی زندگی دمتریو، اشتیاق او به کنار هم گذاشتن قطعات پازل است. این پازلها، که اغلب تصویر شهر رؤیایی باریلوچه در پاتاگونیا را به نمایش میگذارند، صرفاً یک سرگرمی نیستند؛ بلکه پلی میان گذشتهی گمشده و حالِ آشفتهی او عمل میکنند. روایت رمان، بهطور مداوم بین این دو قطب در نوسان است: از سویی، خاطرات روشن و شاعرانهی دمتریو از طبیعت بکر و آرام باریلوچه، و از سوی دیگر، واقعیت خستهکننده، یکنواخت و غالباً تلخِ زندگی شهری در بوئنوس آیرس. این تضاد، اساس اضطراب و بیقراری دمتریو را تشکیل میدهد.
تعاملات دمتریو با دنیای پیرامونش، محدود به همکارانش در محل کار و چند رابطهی کوتاه و بیسرانجام است. این روابط، به جای ایجاد حس تعلق یا هدفمندی، بر احساس انزوای او صحه میگذارند و گسستگی روابط انسانی را برجسته میسازند. در این میان، گذشته و حال در ذهن دمتریو چنان در هم میآمیزند که مرز میان آنها تقریباً از بین میرود. روایت، بنابراین، بیشتر بر کنکاش درونی، بازنمایی حالات ذهنی و فضاسازی متمرکز است تا پیشبرد خط داستانی مشخص.
زبان نئومان در “باریلوچه”، آینهی این جهان درونی است. او با توصیفات دقیق و ملموس از فضاهای فیزیکی زندگی روزمره – زبالهها، خستگی مفرط، سکوت عمیق شب، خوابهای آشفته – تصویری عینی از وضعیت دمتریو ارائه میدهد. در کنار این واقعگرایی سرد، یادآوریهای شاعرانه از باریلوچه، تضادی دلنشین و در عین حال غمانگیز ایجاد میکنند. قطعات پراکندهی پازل که دمتریو با وسواسی خاص آنها را کنار هم میچیند، استعارهای قدرتمند از ذهن آشفتگی اوست؛ تلاشی مذبوحانه برای یافتن نظم، معنا و انسجام در گذشتهای که به نظر میرسد یا از دست رفته یا هرگز بهطور کامل تجربه نشده است.
لحن یکنواخت و گاه بیاحساس روایت، با درونمایهی اصلی رمان، یعنی تلخی، انزوا و گمگشتگی، همخوانی کامل دارد. باریلوچه در این رمان، بیش از آنکه مکانی جغرافیایی باشد، به تصویری ذهنی، نمادی از یک آرمان گمشده، آرامش دستنیافتنی یا شاید یک “خانه”ی خیالی بدل شده است که دمتریو در جستجوی آن است. نئومان به جای خلق یک داستان پرکشش، بر فضاسازی، تأکید بر حافظه و تکرارِ روزمرگی تمرکز میکند و از این طریق، تصویری تکاندهنده از احساس گمگشتگی، بیگانگی و تلاش برای یافتن معنا در جهانی بیتفاوت را به تصویر میکشد.










دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.