کتاب «مردی که گورش گم شد» مجموعهای از هفت داستان کوتاه از نویسنده معاصر حافظ خیاوی است که با روایتی خاص، زاویه دیدی تازه به مسائل اعتقادی، اجتماعی و انسانی ارائه میدهد. این داستانها اگرچه کوتاهاند، اما هر کدام با درونمایهای عمیق، خواننده را با خود به دنیایی متفاوت میبرند. نویسنده در این مجموعه کوشیده است تا با خلق فضاهایی گوناگون، تنوع روایی و احساسی را در سراسر کتاب حفظ کند.
داستانهای این مجموعه را میتوان به دو دسته کلی تقسیم کرد: برخی در بستری واقعگرایانه و ریشهدار در فرهنگ بومی روایت میشوند و برخی دیگر، فضایی سورئال و گاه شاعرانه دارند که با زبانی ساده اما چندلایه نوشته شدهاند. خیاوی در تمام این داستانها دغدغهمند ظاهر میشود؛ هر روایت، سوالی در ذهن خواننده برمیانگیزد و مفهومی تازه را پیش روی او قرار میدهد.
وجه مشترک اغلب داستانها، پرداختن به مسائل اعتقادی، معنوی و دغدغههای انسان معاصر در برابر سنت، مرگ، ایمان و هویت است. خیاوی با انتخاب شخصیتهایی گاه ساده و معمولی، موفق میشود مفاهیمی پیچیده را بهسادگی بیان کند. گویی داستانها بهانهای هستند برای ورود به لایههای پنهان ذهن و باورهای آدمی.
نام کتاب، «مردی که گورش گم شد»، نیز در همین راستا مفهومی عمیق دارد؛ نهفقط به معنای گم شدن محل دفن، بلکه استعارهای از گمگشتگی وجودی انسان معاصر در دنیایی است که مرز میان یقین و تردید، ایمان و شک، مدام در حال جابهجایی است.
این اثر برای مخاطبانی که به داستانهایی با مضمونهای فلسفی، اعتقادی و روانشناسانه علاقهمندند، گزینهای ارزشمند است. نثر خیاوی در عین سادگی، غنا و لحن خاص خود را دارد و او با دوری از پیچیدگیهای زبانی، به جوهر معنا نزدیکتر میشود.










دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.