تصور کنید مردی را که تمام زندگیاش در فضای خفقانآور، تیره و آلودهی یک کشتارگاه خلاصه شده؛ جایی که بوی خون، عرق و مرگ در آن جاریست و امید، واژهای فراموششده. عطا دوران، شخصیت اصلی رمان «قلب گاو» نوشتهی هانیه سلطانپور، در چنین دنیایی به سر میبرد. او که در کشتارگاهی اطراف تهران به عنوان سلاخ کار میکند، همراه با همکارانش روزگار را بهسختی میگذراند. حقوق ناچیز و نامنظم، شرایط غیرانسانی، و بیپناهی در برابر بیعدالتی، زندگی را برایش به تکراری جانفرسا تبدیل کرده است.
اما ناگهان روزنهای از نور در دل این تاریکی پدیدار میشود؛ دختری به نام آیدا که عطا در یک شب شعر با او آشنا میشود، نوری در تاریکی زندگیاش میتاباند. آشنایی با آیدا، عطا را با مفاهیمی چون زیبایی، عشق و امید آشنا میکند؛ چیزهایی که سالها از ذهن و جانش پاک شده بودند.
با اینهمه، جامعه و خانوادهی عطا آمادهی پذیرش این تغییر نیستند. فشارها، تهدیدها و مصیبتهایی که یکی پس از دیگری از راه میرسند، تلاش عطا برای رهایی را با چالشی جدی مواجه میکنند. از سوی دیگر، وقایع هولناکی در کشتارگاه رخ میدهد که فضای داستان را از یک روایت صرفاً اجتماعی به داستانی رازآلود و تکاندهنده سوق میدهد. حالا دیگر پای جان انسانها در میان است…
«قلب گاو» اثریست پر از استعاره، خشونت، اعتراض و امید؛ داستانی دربارهی مقاومت فردی در برابر نظامی که هویت انسان را از او میگیرد. نثر روان، شخصیتپردازی عمیق، و فضاسازی هنرمندانه، این رمان را به یکی از آثار برجستهی ادبیات معاصر ایران تبدیل کرده است. برای خوانندگانی که به دنبال روایتی عمیق و تأثیرگذار از انسان در دل ستیز با جامعه هستند، «قلب گاو» انتخابی بینظیر خواهد بود.










دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.