کتاب پیش از آن که قهوه سرد شود روایت داستانی در دل یکی از محلههای پرجمعیت و پرتکاپوی توکیو، کافهای قدیمی در زیرزمین ساختمانی فرسوده پنهان شده که با ظاهر ساده و بیادعایش، هیچ نشانی از راز بزرگی که در دل دارد را فاش نمیکند. این کافه، در نگاه نخست، همان فضاییست که بسیاری از مردم برای نوشیدن یک فنجان قهوه و فرار از هیاهوی زندگی شهری به آن پناه میبرند. اما برای آنهایی که از وجودش آگاهاند، اینجا جاییست که میتوان به گذشته سفر کرد.
اما سفر در زمان در این کافه، مانند داستانهای علمیتخیلی یا فیلمهای فانتزی نیست. نه ماشین زمان وجود دارد، نه دروازهای جادویی. فقط یک صندلی خاص، یک فنجان قهوه و مجموعهای از قوانین سخت و تغییرناپذیر. برای اینکه بتوانی به گذشته بازگردی، باید روی آن صندلی خاص بنشینی—و تنها در زمانی معین از روز. نباید جای دیگری را انتخاب کنی. اگر کسی روی آن صندلی نشسته باشد، باید تا رفتنش صبر کنی.
مهمتر از همه، تو تنها میتوانی به گذشتهای سفر کنی که در همین کافه رخ داده. نمیتوانی به خیابانی دیگر بروی، یا اتفاقی را خارج از اینجا ببینی. باید همانجا بمانی. حتی اگر موفق به دیدن کسی شوی، نمیتوانی آینده را تغییر دهی. هیچ کاری نمیتوانی بکنی که سرنوشت را عوض کند. تنها مجاز به گفتن حرفهایی هستی که شاید در زمان واقعی نگفتهای، یا شنیدن چیزهایی که هرگز فرصت شنیدنش را نداشتی.
زمان بازگشت نیز به طرز عجیبی با یک فنجان قهوه سنجیده میشود. وقتی قهوهات سرد شود، زمانت تمام شده است. اگر بیش از آن در گذشته بمانی، دیگر راه بازگشتی نخواهی داشت.
این کافه، بیش از آنکه درباره تغییر زمان باشد، مکانیست برای بازگشت به خاطرهها، روبهرو شدن با حسرتها، و آشتی با گذشته. جایی برای کسانی که میخواهند فقط برای لحظهای، چیزهایی را که در دل نگاه داشتهاند، بگویند.










دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.