«رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید» عنوانی غیرمنتظره، کنایهآمیز و بهیادماندنی برای مجموعهای از داستانهای کوتاه مدرن روسی است. همین عنوان بلند و طناز، اولین قلابی است که مخاطب را کنجکاو میکند تا پا به دنیای خاکستری و پیچیدهی این مجموعه بگذارد؛ دنیایی که همچنان در هالهای از دود سیگار، سکوت، خشونت پنهان و ناگفتههایی از دوران پس از فروپاشی شوروی تنفس میکند.
این کتاب شامل نه داستان از هفت نویسندهی معاصر روسی است؛ نویسندگانی که بهطور تصادفی کنار هم قرار نگرفتهاند، بلکه همگی در بازتاب فضایی مشترک از جامعهی مدرن روسیه سهم دارند. فضای داستانها اغلب عجیب، خشن و گاه بیرحمانه است، اما با انسانهایی کاملاً آشنا، معمولی و دردکشیده. قهرمانان این روایتها اغلب از حاشیهنشینان جامعهاند؛ کسانی که تا پیش از این فرصتی برای بیان دردها، اضطرابها و زندگی تلخشان نداشتند.
ویژگی مشترک این داستانها، نمایش زندگی روزمره با چاشنی سوررئال و لحنی تلخ و گاه پوچگرایانه است. در پس ظاهر سادهی روایتها، زخمهای عمیق تاریخی، بحرانهای هویتی و تهماندههای خستگی از آرمانهای نافرجام روسیهی پساکمونیستی دیده میشود. بااینحال، کتاب تنها روایتگر سیاهی نیست، بلکه گاهی طنزی تلخ از لایههای زندگی بیرون میزند و شما را وادار به لبخندی عمیق و دردمند میکند.
در ابتدای هر داستان، مقدمهای کوتاه دربارهی نویسنده آمده که ضمن آشنایی با سبک و پیشینهی هنری او، درک بهتری از حالوهوای داستان پیشرو فراهم میکند. جالب اینکه تمام نویسندگان رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید زندهاند و هنوز مینویسند؛ موضوعی که این مجموعه را به پلی زنده میان ادبیات معاصر روس و مخاطب امروزی تبدیل میکند.
اگر به دنبال تجربهای متفاوت در داستانخوانی هستید؛ تجربهای که در آن درد، دود، خشم و سکوت در هم تنیده شدهاند، این کتاب انتخاب مناسبی برای شما خواهد بود.










دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.